«خودکشی» و «مرگ» دو واژهای هستند که ارتباط آنها با دنیای کودکان و نوجوانان جلوهای وحشتناک به همراه دارد.
در هر حال خودکشی نه عملی کودکانه بلکه مسئلهای است جدی. نمونههای اندکی از خودکشی کودکان زیر 12سال مشاهده شده است. بچهها مفهوم مرگ و نیز مرگ به مثابه وسیله دفاعی، شیوه رهایی از کشمکش یا ابزار اخطار دادن را از بزرگترها میآموزند. خشم و عصبیت حس غالب در موارد مربوط بهخودکشی جوانان بهحساب میآید. اما موضوع مهمی که نباید فراموش شود این است که ارتکاب بهخودکشی در واقع گونهای درخواست کمک تلقی میشود؛ از همین رو درخواست کمک از طرف جوانان نه تنها نباید بیپاسخ رها شود بلکه بایستی رفتارهای آنان با تأمل نیز مورد ارزیابی قرار بگیرد.
افسردگی مهمترین بیماریای است که منجر بهخودکشی میشود. شکست در زمینههای درسی و کاری، گسسته شدن روابط خاص، پرخاشگری، به هم خوردن عادت خواب و... از عوامل بروز افسردگی است. الکل، مواد اعتیادآور و بیماریهای روحیای چون اختلالات شخصیتی هم از دلایل ابتلا به این بیماری محسوب میشود. مشکلات خانوادگی، خشونت خانگی، سابقه بیماریهای روحی یا وجود موارد ارتکاب بهخودکشی در خانواده را هم باید به فاکتورهای بالا افزود. کاهش احترام فرد نسبت بهخود، احساس بدبختی، منزوی شدن، ناتوانی در حل مشکلات هم در ردیف موارد مذکور قرار دارد.
ارائه اطلاعات جامع در مطبوعات پیرامون خودکشی، ریشهیابی موارد ارتکابی و عرضه آموزش درباره نحوه یاریرسانی به افراد در آستانه ارتکاب، به کاهش آمار خودکشی کمک خواهد کرد. در مقابل، انتشار اخبار مربوط بهخودکشی به شکل دراماتیزه، در قالب داستانهای احساساتی، میتواند متنی ترغیبگر باشد و شیوههای انتحار را نیز به جوانان آموزش دهد.
برای تشخیص به موقع علائم افسردگی و برخی دیگر از بیماریهای روانی در کودکان باید به موارد زیر توجه داشته باشیم: بروز تغییراتی آشکار در رفتار روزانه کودک، تغییر عادتهای خواب و تغذیه، درونگرایی، گسسته شدن مناسبات انسانی، به زبان آوردن مداوم افکاری درباره مرگ، صحبت کردن از بیاعتنایی فردی غیرمهم نسبت به کودک و متأثر شدن از این بیتوجهی، دست زدن به کارهایی که امنیت و سلامتش را با خطر روبهرو میکند و نیز هدیه دادن اشیای متعلق بهخود به همراه بیان جملههایی وداعگونه که نشانگر آمادگی برای جدایی است، جزو موارد مهمی به شمار میآیند که بایستی به دقت از طرف والدین مورد توجه قرار گیرد.
تشکیل مراکز مداخله در بحران و قابلیت دسترسی همگانی به آنها از طریق تلفن، توجه روی شیوههای انتحاری (پرش از بلندی، گاز شهری، داروها) و اندیشیدن تمهیداتی برای کاهش امکان استفاده از آنها به قصد انتحار و همچنین رویکرد آموزشی مطبوعات در این زمینه به جای انتشار مطالب داستانی ترغیبگر، از شیوههای اجتماعی مقابله با خودکشی است.
ارائه آموزش به پدر و مادرها درخصوص همراهی با فرزندانشان و یافتن شیوههای مناسب برای برقراری رابطه با کودکان و نوجوانان، محدود نماندن مناسبات والدین و فرزندان به مثلث «مدرسه، درس، موفقیت» و یادگیری نحوه شناخت هرچه بیشتر کودک و گوش سپردن به او، جزو آموزشهای ضروریای است که والدین باید از آنها برخوردار شوند. اولیای مدرسه هم بایستی درباره مشکلات دانشآموزان و نحوه شناخت این مسائل اطلاعات کافی داشته باشند.
عوامل مؤثر در افزایش ریسک خودکشی عبارتند از:
1- داشتن سابقه اقدام بهخودکشی
2- استفاده از الکل و مواد اعتیادآور
3- داشتن تفکرات مدام پیرامون مرگ، بدگمانی و ناامیدی
4- افسردگی
5- اختلال در تغذیه
6- اختلالات روانی
7- سابقه خودکشی در اقوام نزدیک
8- استثمار شدن بهصورت جنسی و فیزیکی
9- درگیریهای خانوادگی
10- ناموفقیت در امر تحصیل
11- ابتلا به بیماریهای جسمی سخت
امر خودکشی گاهی مسری میشود به همین دلیل حمایت اطرافیان و دادن آموزشهای مهارتی و روانشناسی ضروری بوده که در ایران تاکنوناین امرصورت نگرفتهاست.
افرادی که بعد از خودکشی زنده ماندهاند اختلافات خانوادگی را بیشترین دلیل برای این عمل عنوان کردهاند، اما در مورد کسانی که فوت کردهاند علت از سوی خانوادههایشان بهدلیل ترس از انگ اجتماعی کتمان میشود.
خانوادههایی که یکی از اعضای آن اقدام بهخودکشی میکند بهخاطر انگ اجتماعی دلیل آن را به دروغ خفگی، غرقشدگی، تصادف و غیره عنوان میکنند و همین امر یافتن علت خودکشی را مشکل میکند.
بیشترین روش خودکشی در ایران را مصرف قرص دانست و اضافه کرد: زنان بیشتر از مردان در کشور دست بهخودکشی میزنند که متأسفانه روش خودسوزی در آنان شایع است.
رسیدگی به وضعیت افرادی که دست بهخودکشی زدهاند را پس از ترخیص از بیمارستان ضروری عنوان کرد و گفت: نبود روشهای کاربردی در درس مهارتهای زندگی در مدارس و دانشگاههای کشور از عواملی است که افراد را در مقابل مشکلات و موانع آموزش نمیدهد و گاهی افرادی این دروس را آموزش میدهند که مهارت لازم را ندارند.
افسردگی و اختلالات روانی را عامل دیگری برای خودکشی بیان و اظهار کرد: گاهی 80 درصد از زنانی که خودسوزی میکنند از کار خود پشیمان میشوند و در یک لحظه بهدلیل کنترل نکردن خشم خود آن کار را میکنند.
افرادی که اقدام بهخودکشی میکنند را به 3دسته تقسیم کرد و افزود: دستهای قصد مردن نداشته و فقط از روی جلب توجه و نمایش خودکشی میکنند و دستهای دیگر دو دل بوده و افرادی نیز قصد مرگ دارند که تفکیک این گروهها به دست متخصص امکانپذیر بوده و هر تهدیدی باید جدی گرفته شود.
بیشترین خودکشیها در شهرهای استانهای حاشیه سلسله کوههای البرز و زاگرس رخ میدهد.وی استانهای حاشیه سلسله کوههای البرز و زاگرس را بیشترین شهرهایی که خودکشی در آنها رخ میدهد، ارزیابی کرد و ادامه داد: نوجوانان و جوانان بیشترین طیف خودکشی را در ایران دارند درحالی که در کشورهای غربی افراد 45 سال به بالا بیشتر دست بهخودکشی میزنند.
از نبود سازمانهای غیردولتی حمایت از بازماندگان و اطرافیان فرد خودکشی کرده انتقاد کرد و گفت: امر خودکشی گاهی مسری میشود به همین دلیل حمایت اطرافیان و دادن آموزشهای مهارتی و روانشناسی ضروری بوده که در ایران تاکنون برخلاف سایر کشورها ایجاد نشده است.در هر 3 ثانیه یک نفر در جهان دست بهخودکشی میزند و در هر 40 ثانیه یک نفر بهعلت خودکشی از دنیا میرود.
ایران با نرخ خودکشی 6 نفر در صد هزار نفر در رتبه 58 جهان قرار دارد و در سال 1380 از حدود 3 هزار خودکشی 65 درصد را مردان و 35 درصد را زنان انجام دادهاند، بالاترین آمار خودکشی را استان ایلام و کرمانشاه داشته و پس از آن لرستان، همدان، گلستان، چهارمحال و بختیاری، کهگیلویه و بویراحمد، آذربایجان غربی، کرمان و کردستان قرار دارند.
بیشترین روش خودکشی منجر به فوت در ایران حلقآویز کردن، خودسوزی و مسمومیت با قرص و سموم عنوان شده، اما بیشترین روش اقدام بهخودکشی استفاده از قرص است.